كد مطلب : 54931  1395/12/03 : تاريخ
 

زندگی در بیمارستان شهید رجایی کرج دوباره شکوفه می زند

  حیطه کاری که چند سال است تقریبا به صورت حرفه ای واردش شده ام جوری است که صبح و شب نمی شناسد. می توانی یک روز کامل را مثل کارمندهای دیگر بنشینی پشت میز و به انجام کارهای روزمره تعریف شده مشغول شوی و بر عکس روز دیگر درست زمانی که استراحت سایر همکاران شروع می شود تو مشغول کار میدانی بیرون از اداره هستی. اواخر آبان بود...
پایگاه خبری مدیریت شهری کرج: حیطه کاری که چند سال است تقریبا به صورت حرفه ای واردش شده ام جوری است که صبح و شب نمی شناسد. می توانی یک روز کامل را مثل کارمندهای دیگر بنشینی پشت میز و به انجام کارهای روزمره تعریف شده مشغول شوی و بر عکس روز دیگر درست زمانی که استراحت سایر همکاران شروع می شود تو مشغول کار میدانی بیرون از اداره هستی.

اواخر آبان بود که برای پیگیری کارهای خبری حوزه های مختلفی که به من سپرده شده از صبح طبقات اداره را بالا و پایین می رفتم. دغدغه های کاری ذهنم را به دنبال فرصتی برای استراحت می کشاند پس وقتی به میزم رسیدم نفس راحتی کشیدم  و با خیالی آسوده به برگه های خبرم نگاهی انداختم و فکر کردم بعد از چند دقیقه استراحت شروع کنم به نوشتن... ولی برعکس چیزی شد که می خواستم! «مصاحبه»،  باید برای مصاحبه می رفتم به جایی که حتی از شنیدن اسمش هم وحشت داشتم! «بیمارستان» و «قبرستان» از هر دو مکان فراری بودم و الان باید می رفتم....

بیمارستان قلب «شهید رجائی» کرج مقصدم بود و محمود سرزعیم، رئیس بخش قلب نام مصاحبه شونده! از وقتی به من گفتند بدنم یخ کرده بود و عرق سردی روی پیشانی ام نشسته بود. می دانم برای شما که این گزارش را می خوانید خیلی غیرعادی است که خبرنگاری باشد که از جایی بترسد!! این موضوع برای من دقیقا حکم شکستن شاخ غول را داشت. داستانش طولانی است؛ از 9 سالگی اتفاق های تلخی برایم افتاد که باعث شد انگشت شمار پایم به بیمارستان باز شود برای همین هر کاری کردم که از زیر این مصاحبه شانه خالی کنم، اما نشد!

داخل ماشین که نشستم حال عجیبی داشتم فکر می کردم که لحظه آخر لغو می شود اما ابر و باد و... دست به دست هم دادند تا من این قرار را به آخر برسانم. لحظه های آخر بود، حتی ترافیک و کاهش سرعت هم کمکی به داستان نخواستنم نکرد. پس عزمم را جزم کردم و به خودم تشر زدم که کافی است هر چه ترسیدی.

از نگهبانی اسم دکتری را که باید با وی مصاحبه می کردم پرسیدم؛ راهنمایی شدم به بخشی که دکتر در آن ساعت آنجا حضور داشت. عجیب عرق کرده بودم و راستش از درون می لرزیدم و این حال زمانی بدتر شد که شنیدم باید وارد بخش جراحی قلب بیمارستان «شهید رجائی» شوم و این یعنی لباس مخصوص پوشیدم چیزی در آن لحظه فقط بیشتر و بیشتر مرا می ترساند گویی آمده بودم تا بترسم و ببینم می توانم بر ترسی که دارم غلبه کنم یا نه؟!

وقتی وارد اتاق شدم با دکتر محمود رضا سرزعیم، رئیس و مدیر گروه بخش فوق تخصصی جراحی قلب بیمارستان «شهید رجائی» با چهره ای بسیار آرام همراه با لبخندی دلنشین مواجه شدم که به گرمی از من استقبال کرد.  با دیدن دکتر که باوجود داشتن حرفه سخت و حساس آرام  و متین بود و به هیچ وجه خستگی در رفتار و چهره اش مشهود نبود دلم آرام گرفت.

دکتر سرزعیم، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، رئیس بخش قلب بیمارستان شریعتی تهران و رئیس و مدیر گروه بخش جراحی قلب بیمارستان شهید رجائی کرج بود و از سال 92 نیز بخش جراحی قلب این بیمارستان راه اندازی شده است. به گفته وی، پنج جراح قلب و عروق در این بخش مشغول فعالیت هستند و ماهی 90 عامل جراحی کم تهاجمی و لیزری با پیشرفته ترین امکانات و تجهیزات در این مرکز انجام می شود؛ از نظر تکنیکی و فنی مشکلی در این بیمارستان وجود ندارد و تنها عدم وجود تخت کافی با توجه به حجم بالای بیماران موجب ارجاع آنها به بیمارستان های تهران می شود.

دکتر سرزعیم ادامه داد: به منظور ارتقاء امکانات و تجهیزات بیمارستان قلب شهید رجائی کرج به ویژه افزایش تخت نیازمند حمایت و یاری نهادها و دستگاه های شهری و استانی هستیم و لازم است تمهیدات و آینده نگری جهت پیشرفت بخش قلب این بیمارستان از سوی مسئولان ذیربط اتخاذ شود تا مرکز قلب مذکور در کشور به جایگاه ویژه ای برسد. وی افزود: استان البرز شاهراهی است که مسافران برای سفر به شهرهای دیگر و تهران از آن عبور می کنند که با تجهیز امکانات در بخش قلب می توانیم بیماران شهرهای دیگر را نیز در کرج مداوا کنیم و به قطب بزرگی در زمینه جراحی قلب و رفع نارسایی های قلبی در منطقه تبدیل شویم.

وقتی مصاحبه ام با دکتر تمام شد با وجود ترسی که همچنان از دیدن خون، اتاق عمل و بیماران بخش در دلم بود وارد بخشی شدم که از بیمارهایی که عمل قلب باز کرده بودند و مشکل حادتری داشتند نگهداری می شد؛ این بار سرپرست بخش جراحی قلب بیمارستان «شهید رجائی» با وجود اینکه می دیدم چقدر سرش شلوغ است و هزار کار را با هم انجام می دهد به استقبالم آمد و من را به آشپزخانه شان راهنمایی کرد تا گفتگوی کوتاهی با هم داشته باشیم:

معصومه قجری گفت: بیمارستان قلب «شهید رجائی» کرج تنها مرکز دولتی قلب در استان البرز است که تمامی کارکنان این بخش ماهر و زبده می باشند و طی سه سال گذشته تا کنون، 1300 عمل قلب باز، دریچه و... در بخش مذکور صورت گرفته است، رسیدگی بیشتر به پرستاران و افزایش امکانات فنی بخش جراحی قلب از جمله خواسته های این سرپرست بود که خواستار یاری بیشتر مسئولان ارشد شهری و استانی شد.

وقتی مصاحبه تمام شد از استرس خبری نبود. با لباس های مخصوصی که تنم کرده بودند تا کاملا بهداشتی وارد بخش شوم و به سلامت بیماران لطمه ای وارد نشود به عیادت افرادی رفتم که از آنها مراقبت ویژه می شد؛ پرستاران زن و مرد مثل فرشته هایی بودند برای بیماران که با روحیه و حوصله بالایی نیازهای شان را برطرف می کردند.

یکی از بیماران از مدافعان حرم بود؛ نظرم را جلب کرد؛ کنارش رفتم، سلام و احوالپرسی کردم؛ سن و سال چندانی نداشت؛ اصرار زیادی داشت که حتما گوشه ای از زحمات پرستاران و پزشکان بخش جراحی قلب بیمارستان «شهید رجائی» کرج به گوش مردم و مسئولان برسد.

با دیدن محبت ها و انجام مسئولیت های صادقانه آنها به این فکر می کردم که من هم می توانم از خودگذشته باشم، می توانم بدون ترس و بدخلقی تنها با یک عیادت تسکینی هر چند کوچک برای دردهایشان باشم.
           
نام گزارشگر: بنفشه سادات آقائی
 1395/09/24-12:48 : تاريخ درج
©2011 www.KAMNANEWS.ir . All Rights Reserved