1397/03/05

. شنبه

5/26/2018
کد مطلب : 62431
تاریخ ثبت : 1397/01/14-13:43

‍ ‍ آغازی بر پایانِ بی تفاوتی ها!

از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، از دریا تا جنگل، از کوچه تا خیابان، ازمسئول تا شهروند. سال هاست که اغلب مان با بحرانی به نام "بی تفاوتی" روبرو هستیم، بحرانی که در تمام این سال ها سخت آزرده و می آزارد! البته ایرادِ کار را باید جای دیگری جستجو کرد، آنجایی که باید - مسئولان - یاد می دادند و ندادند و آنجایی که باید - مردم - یاد می گرفتند و نگرفتند.
پایگاه خبری مدیریت شهری کرج / مصطفی فراغت - از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، از دریا تا جنگل، از کوچه تا خیابان، ازمسئول تا شهروند. سال هاست که اغلب مان با بحرانی به نام "بی تفاوتی" روبرو هستیم، بحرانی که در تمام این سال ها سخت آزرده و می آزارد! البته ایرادِ کار را باید جای دیگری جستجو کرد، آنجایی که باید - مسئولان - یاد می دادند و ندادند و آنجایی که باید - مردم - یاد می گرفتند و نگرفتند.

سال ها شعار دادیم و برنامه ساختیم اما مشکلِ بی تفاوتی همچنان پابرجاست،  دست نخورده و قدرتمند. شعارِ " شهر ما خانه ما" را یادتان هست، شعاری که قرار بود مردم را به حفظِ محیط زیست ترغیب کند، به حفظ شهرها، استان ها، دریاها و جنگل ها، اما در "عمل" هیچگاه اینطور نشد. یعنی نه تنها مردم را به حفظ داشته هایشان  ترغیب نکرد بلکه احوالِ دریاها و جنگل ها، احوال شهرها و خیابان ها هر روز وخیم تر شد!

در دوره دانشگاه! دوستی داشتم که شعاری داشت با این مضمون که پافشاری زیادی هم بر اجرایِ بدون نقص آن هم داشت: "من زباله ها رو می ریزم زمین یکی دیگه که وظیفش اینه جم می کنه." نادر که امروز در یکی از کشورهای اروپایی ساکن شده با توجه به همین شعار، زباله ها را بجای سطل زباله روی زمین می ریخت و قویا اعتقاد داشت که؛ "پاکبان ها حقوق می گیرند که زباله هایی که من تولید می کنم و روی زمین می ریزم را جمع کنند!" حالا که او در کشوری دیگری اقامت دارد خیلی دوست دارم ببینم به بی تفاوتی محضی که داشت و تمیزی شهر را فقط مختص پاکبانان عزیز می دانست ادامه می دهد یا تمام بی مسئولیتی و بی تفاوتی اش برای ایران بود، برای جایی که در آن بزرگ شده.

مثل نادر زیاد داریم، زشت شدن چهره جنگل ها و ساحل ها کار همین نادرهاست. زباله هایی که کنج درخت ها تلمبار می شوند کار نادرهاست. خانواده ای که پوست میوه شان را از توی ماشین به بیرون پرتاب می کنند همه شان "نادرند!" نادرهایی که یا آموزش نگرفته اند یا در مقابل آموزش مقاومت می کنند و یا عقیده دارند پاکبان هایی که ماه به ماه حقوق می گیرند ‌وظیفه دارند زباله ها را جمع کنند و شهر را هر روزِ هفته آراسته. 

روز گذشته خبری با این مضمون کار شد که در آن آمده بود؛ اعضای شورای اسلامی شهر کرج در روز طبیعت با حضور در دهکده گردشگری باغستان به پویشِ جمع آوری زباله پیوستند. خبری که نشان می داد اعضای شورای پنجم به دور از شعارزدگی ها، در "عمل" برای تغییر باورهای کهنه و برای ایجاد جریانی تازه در رگ های مُرده شهر به راه افتاده اند. حتی اگر لباس هایی که به تن داشتند به پویش جمع آوری زباله نخورد، اما حضورشان و تلاشی که برای تبدیل موضوعاتِ مغفول مانده آغاز کرده اند، تلاشی ستودنی است. به طور قطع وقتی مردم "ببینند" تصمیم گیران به جای صحبت های شعاری، عملی پای به میدانِ کار گذاشته و "تغییر" را از خودشان آغاز کرده اند، با خیال آسوده تر همراه می شوند و با همه ی مقاومت هایی که در برابر تغییرات می کنند، برای تحقق شعارِ "شهر ما خانه ما" که به فراموشی سپرده شده، بیشتر از قبل دل می سوزانند!

شهر بیش از گذشته به حرکت نیاز دارد و بیش از گذشته برای زدودنِ بی تفاوتی ها، به عمل. اسفند سالِ گذشته شهردار کرج در نشستی که با مدیران مدیریت شهری داشت گفته بود که بجای گشت زنی با "خودرو" با پای پیاده خیابان ها را بپیمایید و از نزدیک در جریان مشکلات قرار بگیرید، و امروز  پیوستن اعضای شورای شهر به پویشِ جمع آوری زباله شاید آغازی باشد بر پایان موضوعاتی ساده که سال هاست مغفول مانده و همچنان چهره یِ  شهر را آزار می دهد.



نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید

آخرین مطالب

















----------
انتشار مطالب با ذكر منبع ( پایگاه خبری مدیریت شهری كرج ) بلامانع است.